عاشقان،

سرشکسته گذشتند، شرمسار ترانه های بی هنگام خویش،

و کوچه ها، بی زمزمه ماند و

 صدای پا. سربازان، شکسته گذشتند،

خسته بر اسبان تشریح، و لته های بی رنگ غروری نگون سار، بر نیزه هایشان.

ترانه های کوچک غربت، احمد شاملو

/ 0 نظر / 4 بازدید