در چشمه های بی چشم ،گم شدم ،خشکیدم ،نه اشکی بود نه رشکی! همه جا آب بود !آبی!! چشم هایم را بستم ، این بار نوبت من بود تا چشم بگذارم ......

/ 0 نظر / 8 بازدید