فرصت‌سوزی به جای فرصت‌سازی در تشکیلا‌ت نفت ایران؛ اوپک، نهادی بی‌تاثیر در اقتصاد

حدود 60 سال قبل، برای جلوگیری از اعمال نفوذ بیشتر کمپانی‌های نفتی در تعیین قیمت نفت، پیشنهاد اولیه‌ای برای تشکیل سازمانی ارائه شد که هدف اصلی آن تامین مصالح حداکثری کشورهای تولیدکننده و تثبیت قیمت فروش نفت خام در عرصه بین‌الملل بود. 11 سال طول کشید که بعد از تاثرات و تالمات از کاهش شدید قیمت نفت، ایران، عربستان، عراق، کویت و ونزوئلا‌ در بغداد گرد هم آمدند و سازمان اوپک را تاسیس کردند. ایران در طول تاریخ 49 ساله این سازمان فقط یک بار دبیر این نهاد بوده که آن هم مربوط به همین دوره تاسیس بوده است. آقای فواد رحمانی، به عنوان اولین دبیرکل اوپک طی سال‌های 61 تا 64 میلا‌دی مسوولیت این کار را عهده‌دار بوده است.

عرضه کافی و منظم نفت از مهم‌ترین کارکردهای این سازمان به شمار می‌آید. سال 1980 بیش از 60 درصد، در سال 1998، 7/30 درصد و سال 2000، 5/38 درصد از تولید نفت جهان را سازمان اوپک راهبری و مدیریت کرده است. طلا‌یی‌ترین و تکرارنشدنی‌ترین دوره کاری را در سازمان اوپک، کارشناسان به سال‌های 1970 تا 1980 میلا‌دی نسبت می‌دهند که با افزایش قیمت نفت، کشورهای عضو این سازمان دچار تحولا‌ت اساسی و بنیادی در حوزه اقتصاد و درآمد شدند.طی سال‌های 2003 تا جولا‌ی 2008 قیمت نفت با افزایش چشمگیری مواجه شد. به عقیده متخصصان اقتصادی، ذخیره‌سازی بیش از 90 روزه کشورهای دارای منابع هیدروکربوری و غیراوپکی، همانند آمریکا، خرید فوق‌العاده بالا‌ی چین از نفت خام، تحولا‌ت خاورمیانه و جنگ عراق و آمریکا و مسائل هسته‌ای ایران از مهم‌ترین دلا‌یل این افزایش قیمت به شمار می‌آید. بعد از مرداد 87 که زمزمه‌های بحران اقتصادی در آمریکا به گوش می‌رسید تا امروز حدود 110 دلا‌ر کاهش قیمت تکان‌دهنده شامل حال فروش نفت خام شده است.

کاهش لحظه به لحظه قیمت نفت و نوساناتی که برابری ارزش دلا‌ر در مقابل ارزهای رایج از خود بروز داد، کاهش قیمت طلا‌، موج فزاینده بیکاری در آمریکا و غرب اروپا، ناتوان بودن بانک‌ها از انجام تعهدات و ورشکستگی شرکت‌های بزرگ اتومبیل‌سازی معادله‌ای را در دنیا رقم زد که تعداد مجهولا‌ت در هر حالت زمانی بیشتر از معلومات آن بود و تقریبا شبیه‌سازی و مدل کردن تا حصول به یک جواب مناسب در شرایط مرزی و عملیاتی را غیرممکن می‌نمود، از همین گذر بود که حتی تصمیمات مقطعی و تزریق هنگفت منابع ارزی به بازارهای اروپایی و آمریکایی نمی‌توانست حتی نقش تسکین‌دهنده موقت را ایفا کند. در این شرایط سازمان اوپک برای اینکه بتواند اعضایش را از یک کسری بودجه شدید نجات دهد و بتواند حداقل هزینه‌های عملیاتی تولید را از محل فروش مستهلک کند، نسبت به کاهش 2 میلیون بشکه‌ای تولید، تصمیم مقتضی را اتخاذ کرد اما نفت که زمانی از آن به عنوان اسلحه نفت یاد می‌شد در سراشیبی سقوط بیشتر قیمت قرار گرفت و نفت ایران به حدود بشکه‌ای 33 دلا‌ر رسید. در این شرایط که تا رسیدن به بحران زنگ‌های هشدار به صدا درآمده بود، هنوز راهکار مدون و تدبیر راهبردی اتخاذ نشده است. افت شدید شاخص بورس و گذر آن از مرز 10 هزار، اولین تلنگر جدی و هشدار ویژه به حساب می‌آمد! در دنیایی که تولید و تجارت پیوند ناگسستنی با هم داشته و دارند و کشور ما از این قاعده مستثنی نیست، انحصار تولید ایران در نفت موجبات ضربه‌پذیری بیشتر را در شرایط اضطرار فراهم آورده و در حالی که در گذشته نه‌چندان دور، از رونق اقتصادی برای افزایش نقدینگی جاری در سطح جامعه، واردات لجام‌گسیخته و نه سرمایه‌گذاری در امور زیرساخت استفاده شده و اقتصاد در حال توسعه ایران با کاهش ملموس تولید اشتغال در سه سال گذشته دست و پنجه نرم کرده و تولید در اکثر سطوح آن با شکست و درماندگی مواجه شده و نرخ تورم و بیکاری روز به روز افزایش یافته، آیا واقعا وقت آن نرسیده است که حداقل در وزارتخانه‌های اصلی ستادهای پیشگیری و بحران تشکیل شود. در وزارت نفت که حامل‌های انرژی و گذر از زمستان سرد امسال از مهم‌ترین اولویت‌های کاری آن به شمار می‌آید، چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟ برای تامین منابع مالی پروژه‌ها از قبیل میادین پارس جنوبی، توسعه میادین نفت و گاز در حوزه کاری مناطق نفت مرکزی ذخیره سازی گاز طبیعی و نمونه‌های بی‌شمار دیگر، درحالی که برای افق کاری در سازمان اوپک آینده خوشی پیش‌بینی نمی‌شود، نقش ایران در معادلا‌ت این سازمان چیست و چگونه باید باشد؟ آیا زمانی که کاهش 2 میلیون بشکه‌ای هم نمی‌تواند تاثیرگذار باشد، ادامه دادن با چه توجیهی امکان‌پذیر است؟ در اقتصاد امروز ایران که در حجم برابر قیمت آب شرب از ‌P.V.C در ‌Fob خارک گران‌تر است و تکنولوژی بی‌معنی جلوه می‌کند آیا صادرات غیرنفتی می‌تواند تاثیرگذار باشد؟ ابتر ماندن اجرای طرح مالیات بر ارزش افزوده و کمک‌های اجتناب‌ناپذیر بانک مرکزی برای تثبیت قیمت دلا‌ر تا چه مقطعی می‌تواند اجرایی بماند؟ بی‌شک، وزیر نفت که عمده‌ترین نگاه‌های او باید تبدیل تهدیدات به فرصت‌ها، تصمیم‌سازی و برنامه‌ریزی پیوسته و همیشگی برای پویایی و بالندگی مجموعه تحت امر و مدیریتش باشد، چه فکری برای عبور از بحران در نظر خود ساخته و پرداخته است؟ در حالی که برگزاری یک همایش کارشناسی با محوریت نفت و توسعه و دموکراسی عملی خلا‌ف شرع به حساب می‌آید، آیا روزمرگی و تلخ‌مزگی‌های جاری و تسویه‌حساب‌های شخصی و برخوردهای سلیقه‌ای و حذف مدیران توسعه‌گرا که در شرایط بحران می‌توانستند عصای دست باشند اقدامی انقلا‌بی و در خور تقدیر بوده و خواهد بود؟!
به هر حال ساعت زمان با سرعت و شتاب درمسیر حرکت به آینده، عقربه‌هایش را می‌چرخاند، کاش روسیاهی‌ها برای زغال باشد و روشنایی برای متولیان امر که در مقام تصمیم‌گیرنده، فرصت‌سازی می‌کردند تا فرصت‌سوزی.

/ 0 نظر / 6 بازدید