نویسنده: ابیا - چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۳
خيلي سرد بود
از اوج اندوه
تا سر چشمه نگاه
.....
چشم چپ را وقتي كوچك مي كرد!!
حركت اغاز مي شد....
با نهايت غرور
گستاخي زمان را به دست باد داد!!
تا گردش روح بر سبيل افتد!
.......
اين بار سردش شد
فرياد كشيد
يا شايد ديد
صدايش كه امد
در ارامشي مفرط فرو رفت
//////////..........//////
هر چه بود از بهار بهتر بود!!