سلام مامان –امسال هم داره روزه مادر ميرسه يعني دقيق 353روز پشت سر هم گذشت و
گذشت تا شنبه كه روز مادره - ميدونم خيلي نگراني واسه اينده ما حقم داري چون همه چيز
پر از غباره-هيچي صاف وصيقلي نيست –مامان موهاي سفيدت رو كه مي بينم كلي حالم بد ميشه!چين وچروكهاي صورتت بيشتر شده ديگه انرژي سابق رو نداري اما هنوزم مهربوني
-خيلي- ميدونم الان دل تو هم گرفته؟! اخه 13ساله هديه روز مادر چند شاخه گلايل سفيد مي گيري وگلاب وصبح كله سحر مي ري بهشت زهرا سر خاك مادرت يعني مامان بزرگ من!!مامان يادته كوچولو بودم ديكته كه 19.5 ميشدم تو كمد قايم مي شدم وقتي پيدام مي كردي كلي اخم مي كردي ولي نمي دونم چرا اخمهات ‘هميشه چند ثا نيه بيشتر طول نمي كشيد؟؟- مامان امتحان هاي ثلث سوم يادته هزار بار از زير قران ردم مي كردي ايت الكرسي برام مي خوندي و رفتني از خونه بيرون بهم مي گفتي حواست رو جمع كن
و منم هميشه حواسم به اين حرفت بود – مامان خودمونيم ها خيلي من رو لوس تربيت
كرد ين ها شايد به خاطر اين بوده كه بعد 13سال باز صاحب فرزند شده بودين –واسه همينه
الان تحملم خيلي كمه و كم ميارم!!تازه مامان بين خودمون باشه ها يادته گفته بودي شيرت رو حلال نمي كني اگه من سراغ كار هاي بد و اعتياد و سيگار برم – خوب كار بد كردم
اونم اينه كه قليون كشيدم – اونم زياد – جون مامان حاضرم واسه اين يه قلم كار يعني- قليون-حساب كني چه قد شير دادي بهم منم قول ميدم 10برابرش شير پر چرب ميهن بخرم
-مامان داد نزني ها –قبول خودم مي دونم غير مسخره بازي و تنبلي و كاهلي كار ديگه بلد نيستم – خوب مامان هديه روز مادر چي برات بگيرم اخه سالهاي قبل هر چي خودم كم داشتم به اسم هديه برات مي گرفتم و بعدش خودم استفاده مي كردم.خوب باشه اونجوري نگا م
نكن :اونجوري نزن به شيشه دلم: قول مي دم تا سال ديگه كه معلوم نيست ايران باشم يا
نباشم يه روزبه كوشا و كارا باشم –ولي اين دليل نمي شه هديه ندم – هديه مي خوام
برات يه نوار كه اهنگ مادره و چيه و چرا خوندن (مامان خوبم – پيشت مي مونم.....)
بگيرم با يه شاخه گل و...اين اخري رو نمي گم كه شنبه سوپرايز شي!!مامان من ديگه
ميرم و اين شعر ه ايرج ميرزا رو تقديم مي كنم به تو و همه مامان هاي خوب دنيا!!!
گويند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن اموخت
شبها بر گاهواره من بيدار نشست و خفتن اموخت
لبخند نهاد بر لب من بر غنچه گل شكفتن اموخت
دستم بگرفت وپا به پابرد تا شيوه راه رفتن اموخت
يك حرف ودوحرف برزبانم الفاظ نهاد و گفتن اموخت
پس هستي من ز هستي اوست تا هستم و هست دارمش دوست
كات- خانه پدري.