انسان ها خاطراتشون رو  خیلی دوست دارن چه بد چه خوب..واسه همینه میگن

((خوشم با خاطراتم  اینو از من نگیرین))

منم که خدای خاطره ام وهمه چی به یادم میمونه.مثه صدا های ماندگار ما هم خاطره های ماندگار داریم.یکی از اونا مربوط میشه به ماسوله  وجشن قارغ التحصیلیمون

تیر ماه 80که 45 نفر از ورودی 76 رشته مهندسی  در اون شرکت کرده بودیم!

مهمترین فراکسیون  اون اردو گروه ما بود که معروف بود به گروه گل اصغر

البته گروه های دیگه هم بودن  مثه 3تفنگدار- خنگ با حال- دایره(این گروه بعد ها  از

هم پاشید؟؟؟؟؟؟)-دودی هاو....

حالا بگو کیا بودیم:13 پسر از شر ترین وپای کار ترین بچه ها که همه یه جورایی نفس بودن!اون موقع من دبیر شورای صنفی دانشکده بودم ولی دبیر گروه گل اصغر:

کامران بود معروف به کامی کچل!که بازنده همیشگی بازی حکم بود و از این قبل ما

کلی بستنی برد می خوریم!!روحی بیداد بود که اونوقت ها اساسی عاشق(قاشق)

بود  و برو بچ دیگه که همشون یه نمه باحال بودن!گروهمون 13 کلاه و نی چوپانی

به عنوان نماد داشت.اینم بگم گروه بعد 3 سال هست و .....خیلی ها میخوان عضوش شن!

واسه اعضاش اتفاقات مهمی افتاده و غالبا به دراز گوشان پیوستن و......

اما قضیه قلیون ماسوله – یه شبی که هوا ملس بود 13 نفری را افتادیم به چش چرانی

درماسوله – بلال خوردیم کباب کلوچه---عمو کفتر باز گفت بریم کوه  اونجا هواش

توپ تره رفتیم اون جا. جاتون خالی چشمون به قلیون ها که افتاد دلامون هری ریخت!!!

چه قلیون هایی رفیق بی کلک –سلطان غم هر چی بگم کمه.....

به تعداد گرفتیم ومشغول شدیم ــ همه به عرش رسیده بودیم و بر فراز خلیج فارس

که شاکر اف-بی-ای گفت سلامتی3کس(وطن-ناموس-بی کس)بعد ما ها هم که شارژ

بودیم داد زدیم( بشمار)بعدش یکی دیگه گفت سلامتی 3 تن(اسیر- سرباز- وطن)

بعدش  نفهمیدم چی شد که یه کوه از دست های ما روی هم تشکیل شد و اونجا

هم قسم شدیم تا اخره همه چی با هم باشیم تو غم-غصه-شادی- پیروزی-

خداییش تا حالاش اینطور بوده امید وارم بعدنم باشه!!غیر روحی جونم که هلنده

و علی صابری که سربازه و دلم براشون یه ذره شده بقیه خوبن و سلامت.

                                تا باد چنین بادا!!!!