روحی من رو دعوت کرده تا نظرات خودم رو در مورد رسانه ملی و انتظاراتم مطرح کنم!
خوب من شاید اولین کار جدی که بهم سپردند ریاست کمیته اطلاع رسانی جامعه فارغ الاتحصیلان بود.من از اولین روز کاری تا هشت سال بعدش فهمیدم که کار رسانه ای کار موردی و تخصصی و حرفه ای است.پس نا خود اگاه باید رسانه رو از ملی بودن مستثنی کرد!هر رسانه ای برای هدفی ایجاد می شود و برای افق های کاری ان هدف توسعه می یابد.شما در نظر بگیرین بی بی سی سی را.محال است خارج از اهدافش کاری انجام بدهد!صدا و سیمای ما هم خوب همین طور است.نکته اصلی این است که در فضای باز تکثر رسانه است و بی تفاوتی افکار عمومی ودر فضای بسته انحصار و کنجکاوی!کشور های پیشرفته و در حال پیشرفت !مشکلی که این روز ها نمایان است تشنگی برای داشتن اخبار درست و دیدن سراب به جای ان است!من شخصا اعتقاد دارم در کنار یک رسانه میلی(نه لزوما ملی) با فرمت فعلی است که یک بنگاه خبری همانند قلم، معنی پیدا می کند!کار تحلیلی و خبری هم با هم تفاوت عمده دارند!تحلیل مبتنی بر ایده است اما خبر مبتنی بر واقعیت.فرض کنید تحلیلی بر قتل های سریالی در ماهشهر و خبر دستگیری قاتل در انجا!انچه که رسانه را متمایز می کند سرعت و دقت بالا در مخابره اخبار و ارایه تحلیل با خطای کم می باشد!انچه که این روزها میبنیم قطعا فاقد این ویژگی ها می باشد!افکار عمومی سر خورده را نه با اب سرد و نه با اخبار درست نمی توان ارام کرد.احساس اعتماد دنیای دیگری است!
من گل کو و فیفیل و تیله و مریم گلی و سی سال را به این بازی دعوت می کنم!